• Biography
  • Albums
  • Lyrics (22)

جز گروه می کشان
از نعمت بهیار


خمار آلوده ام، سود و زیان خود نمی دانم
به یک پیمانه سودا می کنم دنیا و عقبا را
شراب در سرم و دوست در کنار من ست
بیار باده که امروز روزگار من است

باده آ شامی دو مستان شور و مستی سر کنید
خاک در بزمی که آنجا نعره مستانه نیست
جز گروه می کشان هوشیار در می خانه نیست
مَی کشید آزاد که امشب هیچ کس بیگانه نیست

دو چیز در بزم می خواران پسند آمد
مرا صائب ز پا افـتادن سـاقی و به سر غلطیدن مینا
گریه ها بر مردن تدریجی خود میکنم
شمع را در دل غمی از مردن پروانه نیست

حلقه ی امید بر هر در زدم وا حسرتا
بس حلقه زدم بر در و حرفی نشنیدم
من هیچ کسم یا که درین خانه هیچ کسی نیست
پاسبان با خشم میگوید که صاخب خانه نیست

Alert: Content is protected !!